قرمز سبز آبي خاکستري
[ و در پى جنازه‏اى مى‏رفت ، شنيد مردى مى‏خندد فرمود : ] گويا مرگ را در دنيا بر جز ما نوشته‏اند ، و گويا حق را در آن بر عهده جز ما هشته‏اند ، و گويى آنچه از مردگان مى‏بينيم مسافرانند كه به زودى نزد ما باز مى‏آيند ، و آنان را در گورهاشان جاى مى‏دهيم و ميراثشان را مى‏خوريم ، پندارى ما از پس آنان جاودان به سر مى‏بريم . سپس پند هر پند و پند دهنده را فراموش مى‏كنيم و نشانه قهر بلا و آفت مى‏شويم . [نهج البلاغه]
پارسي يار
شبکه اجتماعي پارسي زبانان [نسخه آزمايشي]
عضويت